
گوبروو آستین بخون جگرشوی * هر که در این آستانه راه ندارد
چنین گوید نویسندۀ این اوراق وفقه الله لما يحب ويرضى مدت 25 سال مرحوم پدرم ملا «محمدتقی» رضوان الله علیه که از زمره اهل علم بود در كشيك دوم سرخدمت بآستان و اینعمت خود حضرت علی بن موسی الرضا سلام الله عليه میشود تا عاقبة الامر بمفاد كريمة ( كل نفس ذائقة الموت ) در سن 53 سالگی بسال (1325) قمری داعی حق را لبيك اجابت گفته ؛ در جوار آقا و مولایش مدفون گردید رحمة الله عليه رحمة واسعة :
خانه ای کاندران نخواهی ماند * سال عمرت چه ده چه صد چه هزار
خود مؤلف هم پس از مرگ پدر بالغ بر چهل سال است که افتخار انتساب بدر بار سر کار فیض آثار را داشته و دارم . در فروردین ( 1364 ) هجری که ایام بهار و اوان فرح وانبساط ابناء روزگار است اندیشه کردم که شصت مرحله از مراحل زندگانی خود را در مجاورت این تربت
ياك ومهبط املاك پیموده ، خدمتی که شایان تقدیم این بارگاه فلك اشتباه باشد ننموده ام با خود گفتم : شصت بار آمده نوروز ترا مهمان * جزهمان نیست اگر ششصد بارآید
عظام خلك تحت التراب بالية* وانت تلعب فوق التراب كالاطفال :
چرا ؟ تاکنون برای ( يوم لا ينفع مال ولا بنون ) زاد و توشه ای نیندوختی و از خرمن فیض این مرقد مطهر منور خوشه ای نچیدی ! :
برگ عيشی بگور خویش فرست * کس نیارد ز پس تو پیش فرست
رسول اکرم صلى الله علیه و آله وسلم فرمود : ﴿ اذا مَاتَ ابْنُ آدَمَ انْقَطَعَ عَمَلُهُ الاْمِنَ ثُلُثُ صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ . أَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ . أَوْ وَلَدُ صَالِحُ يَدْعُو لَهُ ﴾ ملمع
( ای که درونت بگنه تیره شد * تر سمت آینه ینه نگیرد صقال )
( خاك من و تست که باد شمال * می بردش سوی یمین و شمال )
( مالك فى الخيمة مسلنقيا * قد نهض القوم وشد وا الرحال )