جنبش ها و فرقه هاي ديني در عصر پهلوي محمود قوچانی

صفحه ۱

جنبش ها و فرقه هاي ديني در عصر پهلوي

مشخصات كتاب

مؤلف: محمود قوچاني

مقدمه

با روي كار آمدن سلسله پهلوي، شرايط جديد بر فضاي فكري، سياسي و اعتقادي جامعه ايراني حاكم شد. رضا خان با هر نيت و قصدي، در صدد ايجاد تحول در ساختار اجتماعي ايران بود و به همين سبب، نوخواهي و نوگراي را در همه شؤون، شعار خود قرار داده بود. از نظر وي، سنت و مذهب، مهم ترين مانع براي پيشبرد اهداف او به شمار مي رفت. از اين رو، وي با انديشيدن تمهيداتي، در صدد ايجاد محدوديت هايي براي بخش روحانيت بر آمد. همزمان با اين اقدام، توجه بيش از حد به علوم و فنون و مظاهر غربي در جامعه ايراني، زمينه را براي ورود افكار غير ديني و ضد مذهبي فراهم آورد. بسياري از تحصيل كردگان غربي در آن برهه، در شمار گروه هاي مرجع در آمدند و كم كم نسل جديد، روابط محكم تري را با اين گروه ها برقرار كرد. از طرف ديگر، روحانيت با احساس خطر در اين زمينه، به تكاپوي جديدي دست زد تا شرايط موجود را در مقابل حوادث و وقايع احتمالي حفظ كند. [1] . به طور كلي جامعه روحانيت و اقشار مذهبي ايران در دوره جديد با سه جريان عمده فكري مواجه بود كه به نوعي آنان را به رويارويي و چالش فرا مي خواند. جريان اول همان فارغ التحصيلان غرب بودند كه مدتي را در ديار فرنگ به كسب علم و دانش گذرانده و پس از مراجعت به وطن، در رأس امور علمي، فرهنگي و اجتماعي قرار گرفته بودند. آن ها در شرايط جديد به واسطه اتكا به حمايت همه جانبه دولت و نظام شاهنشاهي، در

در حال بارگذاری...
۱۵ /۱
صفحه
جلد ۱ /۱